بی معرفت

خرید بک لینک
یه موقعی بود و تشویقم می کرد به نوشتن

یه موقعی دوست نداشتم بیاد اینجا که راحت حرف دلمو بگم

اون نگفتنی ها رو

الان مطمئنم هیچ ارزشی واسش ندارم

چه برسه نوشته هام

چه برسه اینجا

.

.

.

اگه از دلم خبر نداشتم انقدر نمی سوختم

گفته بودم اعتراف بهدوست داشتن میشه نقطه ضعف

گفته بودم سرعتمون برابر نیست

گفته بودم می ترسم

چقدر التماس کردم منو دوباره به اینجا نرسون

چقدر گفت این حس دو طرفه است

چقدر گفت اون یه بار اشتباه بود

چقدر گفت مطمئن باش دیگه چیزی نمی شه

.

.

.

پس چرا شد؟؟؟

کوش اون قول ها؟

من بدون کار و بقیه هویت تنهایی نداشتم؟

من دوست خوبی نبودم؟

می دونم که هیچی کم نذاشتم

می دونم تو دلم چی بوده و هست

اما چشماشو بست

اشکم بند نمیاد

نفسم بالا نمیاد

حالم بده

داغونم

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران


دلم شکست

دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 22:59

صفحه بندی