هجوم دلتنگی

خرید بک لینک

الان بیشتر از یک هفته است که

روز و شب دارم باهات حرف می زنم

به هر آیینه ای که می رسم

ازت می پرسم واقعا توام دلت تنگ شده؟

صدبار عکست رو میبینم و بهت میگم که چقدر دلتنگتم و تو چقدر بی معرفت بودی

هی با خودم مرور می کنم که گفتی

« آشفته تر از موی تو

این حال دل ماست»

ولی باورم نمی شه

با خودم درگیرم

استدلال میارم که اشکالی نداره نیستی

اصن نیستی که نیستی

برگردی هم من میگم نیستم دیگه

.

.

.

خلاصه هرچیزی که دلم رو آروم کنه از غم دوری ات

اما راستشو بخوای

خیلیییییی دلم تنگه

کاش می شد داد بزنم و به گوشت برسه صدام

انقد ناتوانیام رو نمیتونم تحمل کنم

هر شب برنامه میچینم

که دیدمت چی بگم

چی بپوشم

کجاها بریم

.

.

.

میای یه روز تا شب بریم یه جای دور؟؟؟

دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:12

صفحه بندی